روایت قرار
قرار پنجم؛
قرار پنجم؛
امید سیاه یا مثبتگرایی سمی
در فاصله قرار چهارم تا پنجمین این قرارها، دنیا کن فیکون شده بود. شرایط برای همه مایی که در این خاک به دنیا آمده و زیستهایم؛ دشوار شده و زندگی بر شانههایمان سنگینی میکرد. در این میانه همه ما بر مسند کوچ تکیه زده بودیم؛ مسندی که قرار بود خودش خطنگهدار و یاریرسان دیگران باشد.
در این شرایط ما هم زمین خورده بودیم و باز دست بر زانو زدیم و وقت آن بود که در یک قرار با هم به بررسی این سوال بنشینیم که "تا کجا باید امیدوار بمونیم؟"
قرار پنجم، پاسخ به مکث همه ما بود. یک تردید در چیزی که شاید همیشه درست به نظر میرسید.